ارسال شبهه و سوال سریع
بروزرسانی: ۱۳۹۹/۱/۸ زندگینامه کتاب.رساله مقاله.شعر تصاویر دروس سخنرانی پرسش‌ها اخبار تماس
دسته‌بندی مقالات جدیدترین مقالات مقالات تصادفی مقالات پربازدید

مقالات پربازدید

عمده ترين براهين اثبات خدا از نظر عرفاء و فلاسفه و متكلمين.

عمده ترين براهين اثبات خدا از نظر عرفاء و فلاسفه و متكلمين.


سه گروه عرفاء وفلاسفه و متكلمين به سه روش مختلف خداي تبارك و تعالى را اثبات ميكنند، كه معلم ثاني و فيلسوف بزرگ أبو نصر فارابي، در دعايي كه از او به نام (دعاء عظيم لأبي نصر الفارابي) به جا مانده در ابتداى مناجاتش وبا عبارات زير به آنها اشاره كرده است؛

((اللهم إني أسئلك يا واجب الوجود و يا علة العلل و يا قديماً لم يزل، أن تعصمني من الزلل.))


** عرفاء: واجب الوجود

عرفاء براي اثبات وجود حق تبارك و تعالى به وجود بما هو وجود استدلال كرده اند كه  بعضاً از ان تعبير به برهان صديقين ميكنند.

ايشان قائلند كه نميشود براي اثبات وجود ، از نقيض ان يعني عدم استفاده كرد ، همانطور كه نميتوان از ماهيت استفاده كرد، زيرا عدم و ماهيت غير از وجود هستند و براي اثبات امري نميتوان به امري مغاير با ان استناد كرد.

براي فهميدن معناي وجود شايد بتوان از عدم و ماهيت كمك گرفت اما براي اثبات وجود بايد به خود وجود استناد كرد.

دليل اثبات واجب الوجود ، مفهوم وجود بما هو وجود است و نه امري خارج از آن.


** فلاسفه: علت العلل

برهان عقلي عليت، به هيچ وجه استثناء پذير نبوده و به دليل بداهتش، براي اثباتش نياز به مناقشه و مجادله نيست

بلكه تمام افعال بشر و غير بشر ، تكيه بر قانون عليت داشته و بدون اين قانون، جهان مادي كه جهان تزاحم و تعارض است، قابل تصور و تحقق نبوده و نيست.

قانون عليتي كه در صورت عدم نقض ان به موجودي حقيقي به نام علت العلل، به بن بست عقلي دور ، و يا تسلسل خواهد رسيد و ناچاراً بايد با موجودي حقيقي به نام علت العلل نقض شود اما اين نقض از نظر عقلي، تنها يك بار و در مورد يك علت العلل قابل تحقق خواهد بود و نه بيشتر، و آن به دليل نامحدود بودن علت العلل و به تبع عدم امكان تكثّر اين علت العلل حقيقي به خاطر مغايرت عقلي با مفهوم نامحدوديت ميباشد.


** متكلمان: قديم لم يزل

اين گروه ملاك نياز به علت را حدوث ميدانند نه امكان.

 به اين معنا كه هر حادثي علت ميخواهد و نه هر ممكني و چون به دليل متغير بودن حكم به حادث بودن اين جهان ميكنيم، لازمه حادث بودن اين جهان، وجود موجودي قديم است كه تغير و به تبع حدوث در او راه نداشته باشد و به اين ترتيت وجود موجودي قديم و لا يزال ثابت ميشود.


سه برهاني كه ظاهراً فارابي به ترتيب اهميت و استحكامشان، ابتدا به برهان عرفاء كرده و پس از ذكر برهان فلاسفه به برهان متكلمين ختم نموده است.


برداشتي آزاد از مقاله اي با عنوان (نيايش فيلسوف) اثر دكتر ديناني.

همراه با دخل و تصرف و اضافات.


سيد محمد علوي

٢٠ جمادي الأولى ١٤٣٩

ارسال سوال