ارسال شبهه و سوال سریع
بروزرسانی: ۱۴۰۰/۷/۱۲ زندگینامه کتاب.رساله مقاله.شعر تصاویر دروس سخنرانی پرسش‌ها اخبار تماس
دسته‌بندی مقالات جدیدترین مقالات مقالات تصادفی مقالات پربازدید

جدیدترین مقالات

مقالات تصادفی

مقالات پربازدید

نامردها، حسین هنوز زنده است!

نامردها، پیش چشم بابا دخترش را مزنید
حسین هنوز زنده است، خواهرش را مزنید
نامردها، با چوب و سنگ و نیزه به جنگ کودکان نروید
حسین هنوز زنده است، از پی زنان نروید
ای مردها، بیدار شوید که حرم، روبه غارت است
حسین هنوز زنده است، اما، رقیه در اسارت است
نامردها، گنجی به پشت خیمه نهفته نیست
حسین هنوز زنده است، طفل است، نیازی به نیزه نیست
نامردها به پای مرکبشان نعل تازه زدند!
حسین هنوز زنده بود، اما، با هرچه بود میزدند
ای مردها، سرهایتان به روی نیزه و من در نظاره ام
حسین هنوز زنده است، می شنوید؟ محتاج راه چاره ام ... ادامه مطلب

همه كلب حسينيم

ما خادمان حسينيم و در ركاب حسينيم و جان فداي حسينيم و عاشقان حسينيم و از همه عالميان بريده با نام حسينيم و همه گريه كن روضه ى عباس حسينيم.

لک لبیک حسین لک لبیک حسین

كه با دست بريده، صدا زد كه اخا لحظه ى آخر، شنيدم به خدا ناله ى مادر، صدا زد پسرم آه برادر.

لک لبیک حسین لک لبیک حسین

و در هيئت ارباب، همه مست جمال رخ مهتاب، همه منتظر ديدن روي پسر فاطمه هستيم، در اين ميكده مستانه نشستيم، و از ذكر حسين بن علي خسته نگشتيم، كه ذكرش همه عشق است، كه ذكرش همه روح است، كه ذكرش همه جان است، كه ذكرش به خدا عين حيات است.

لک لبیک حسین لک لبیک حسین ... ادامه مطلب

يك زن ميان هزاران غريبه بود

يك زن ميان چشم هزاران غريبه بود


يك زن ميان چشم هزاران غريبه بود
يك تن به روي عرش خدا آرميده بود

يك تن كه نه بدن بدني تكه تكه داشت
بي سر ميان خون خودش غوطه خورده بود

زن بين خيمه ها و به دنبال كودكان
يكباره ديده اش سوي تن خيره مانده بود

... ادامه مطلب

يك نفر در ميان گودال

يك نفر در ميان گودال و
واي وای وای
صد نفر ميزدند زينب را
واي وای وای

يك نفر خنجري براورده
واي وای وای
صد نفر ميبرند معجر را
واي وای وای

يك نفر زير دست و پا مانده
واي وای وای
صد نفر چكمه هاي نو بر پا
واي وای وای
... ادامه مطلب

یک ندا امد که إقرء یا رسول الله احمد

یک ندا امد که إقرء یا رسول الله احمد
گفت نی خوانم بدون اذن رب حی سرمد

بایدم آید به قلبم صوت رب العالمینم
ناگهان بشنید اقرء یا حبیبی یا محمد

تا که بشنید این صدا را لرزه بر اندام او شد
لیک نی از خوف بل بیخود زخود در عشق او شد

لرزه ی از عشق را معشوق میفهمد نه هر کس
تا نبی بشنید آندم عاشق ومبهوت او شد

بود از شوق لقایش سالها در انتظارش
تا که یکبار دگر آید به جان صوت نگارش ... ادامه مطلب

ارسال سوال